درباره وبلاگ

اين وبلاگ بخش ديگری از وبلاگ دلنوشته‌‌ های روستای غیاثکلا با آدرس (www.ghiaskola.blogfa.com) ميباشد كه توسط گروهی از نويسندگان تهيه ‌و تنظيم ميگردد هيچگونه محدوديتی در تعداد نويسندگان و ماهيّت نوشته‌ها وجود ندارد و تنها قيد و شرط آن اينست كه نويسنده ميبايست از اهالي غياثكلا باشد و نوشته‌ها نيز ميبايست به‌ هر ترتيـب وصف ‌غياث‌كلا و یا اهالی‌ آن‌ باشد . ضمناً وبلاگ دیگری بنام دلنوشته‌های آزاد غیاثکلا توسط جوانان غیاثکلا فعال میباشد که در آدرس ghiaskolafree.blogfa.com قابل پيگيري است

جستجو

فهرست مطالب

امکانات

موضوع : بر آستان جانان
:: نویسنده : مدیر وبلاگ ♣♣ تاریخ : پنجشنبه 11 دی1393

این نوشته برگرفته از وبلاگ مخموران غیاثکلایی جام عشق حسین (ع) میباشد .

 برآستان جانان گر سر توان نهادن           گلبانک سربلندی بر آسمان توان زد

تکریم و بزرگداشت واظهار عشق و محبت به ائمه و اولیاء خدا ، نزد اهالی غیاثکلا از اهمیت ویزه برخوردار است . و یکی از جلوه‌های این تکریم ، زیارت مزار و قبور این بزرگان است . غیاثکلایی‌ها از دیرباز علاوه بر سفرهای زیارتی داخلی مانند مشهد و قم  ، نسبت به سفرهای زیارتی آنسوی مرزهای ایران نیز اهتمام خاص داشته و دارند . قدیمی‌های این روستا تا قبل از بسته شدن راه کربلا  به روی عموم مردم ایران(در سال 1350) ، بیشترین عنایت خود را متوجه زیارت کربلا مینمودند . وجود پیشوند کربلایی در جلوی اسامی نوشته شده روی سنگ قبر اموات غیاثکلا ، گواه این مدعاست که همواره محبت وعشق به امام حسین جزء لاینفک زندگی مردمان این روستا بوده است . طی سالهای اخیر نیز به محض بازگشایی راه کربلا و ایجاد امکان زیارت حرم امام حسین ، هجوم گروههای مختلف اهالی (اعم از مرد و زن و پیر و جوان و غنی و فقیر) ، به آن دیار ، بیانگر پایداری و مداومت آنها درعشق و محبت به سالار شهیدان میباشد .  

در همین راستا خوشبختانه در دومین ماه از سال جدید (1436 قمری) ، خدا به داد دل ده نفر (10 نفر) از اهالی غیاثکلا رسید و توفیق حضور آنها بهمراه 4 تن از منسوبینشان را ، در خیل اجتماع عظیم زائران اربعین حسینی که بالغ بر دومیلیون نفر ایرانی در آن شرکت داشتهاند ، نصیب فرمود . این 10 نفر همینکه نسیم عزیمت هموطنان به کوی سلطان اقلیم جوانمردی و خورشید سپهر دلدادگی و شهادت ، روح نوازشان شد ، عزم رفتن کردند تا عطش کربلا را از نرفتن‌های کوفیان در سال 61 هجری ، جبران نمایند . این رفتن دلخواسته نبود ، قسمت هم نبود ، دعوت بود ورای همه‌ی دعوتها ، تا جامانده‌ها را با این رفتن به نقطه اوج جوش برساند .  نقطه‌ی اوج جوش آمدن پیمانه‌هایی که در جامهای خالی زائرین‌اش ریخته شد تا به کاروان خسته‌ها بپیوندند و با تاول زدن پاها و بارانی شدن چشمها و به شور آمدن سینه‌ها ، بیتاب رسیدن شوند .

اینگونه رقم خورد که از میان اهالی غیاثکلا ، ابتدا حجت‌الاسلام حاج شیخ حسین جال و کربلایی علی‌آقا غیاثی هر کدام به تنهایی - و سپس حجت‌الاسلام حاج شیخ جواد غلامی به اتفاق متعلّقه‌اش حاجیه‌خانم خاتون فرجپور - و در کنار این خانواده ، شیخ عسگری جوادی نژاد(جال) باتفاق همسرش سرکار خانم محدثه جالی - و  همچنین بهمراه این دوخانواده ، آقای مهدی فرجپور - و بلافاصله پس از این گروه ، حجت‌الاسلام حاج شیخ مهدی غیاثی  و برادرش حاج محمدرضا غیاثی و برادر زاده‌اش آقای شمس‌الدّین (محمد) غیاثی در قالب یک گروه چهارنفره ، به ترتیب با خروج از مرز مهران ، روانه نجف و کربلا شدند .  

البته همشیرزادگان شیخ جواد غلامی ، یعنی بانو سیده سمیه حسینی و آقای سید هادی حسینی باتفاق همسرش از روستای پیچی‌کلا ، نیز ایشان را همراهی میکردند . مضافاً اینکه آقای حاج محمد شریفی ، دامادِ شیخ مهدی غیاثی نیز در معیت غیاثی‌ها برای پنجمین بار در این سفر عاشقانه و عرفانی حضور داشت .

ما گنهکاریم ، آری جرم ما هم عاشقی است

آری اما آنکه آدم هست و عاشق نیست ، کیست؟

زندگی بی عشق ، اگر باشد ، همان جان کندن است

دم به دم جان کندن ای دل ،کار دشواری است ، نیست؟

زندگی بی عشق ، اگر باشد ، لبی بی خنده است

بر لب بی خنده باید ، جای خندیدن گریست

زندگی بی عشق اگر باشد ، هبوطی دائم است

آنکه عاشق نیست ، هم اینجا و هم آنجا دوزخی است

عشق عین آب ماهی یا هوای آدم است

می توان ای دوست ، بی آب و هوا یک عمر زیست؟

تا ابد در پاسخ این چیستان بی جواب

بر در و دیوار می پیچد ، طنین چیست؟چیست؟

زیارت کربلا نماد تبلور بیعت عاشقانه امت با امام خویش است که زیارت اربعین آن نمود جهانی دارد . بطوریکه هرساله میلیون‌ها زائر از نقاط مختلف جهان خود را به کربلای معلی میرسانند تا آیین و مراسم اربعین حسینی را در جوار بارگاه سرور و سالار شهیدان به جای آورند . در این مراسم که با هدف همبستگی و هویت‌بخشی به یک جریان اجتماعی خوجوش و گسترده و اثرگذار در سطح بین الملل ، شکل میگیرد ، زائرین میلیونی مسیرهای طولانی را پیاده برای رسیدن به کربلا طی می‌کنند .

جریان پیاده‌روی برای زیارت سیدالشهدا در روز اربعین سابقه‌ای تاریخی و دیرینه دارد . این سنت حسنه از هنگامی که جابر بن عبدالله انصاری بعنوان نخستین زائر مضجع منور اباعبدالله الحسین(ع) در روز اربعین از مدینه به سمت کربلا رهسپار شد ، آغاز و طی سال‌های بعد ، با وجود حکومت سفاک و خونریز اموی و عباسی ، این امر توسط ائمه معصومین(ع) تکرار میگردید . اما مراسم باشکوه پیاده‌روی اربعین حسینی بطور رسمی از سال 1235 قمری شروع شد. و طی سالیان بطور مستمر و مداوم ادامه یافت. البته هرچند این مراسم در برهه‌‌هایی از زمان بدلیل سختگیری‌های حکام جور و در خطر بودن جان زائران بی‌رونق میشد . ولیکن باز دوباره جان میگرفت و برقرار میگردید تا آنجا که آخرین بار وقتی از سال 1319 قمری این سنت مجداً احیاء شد ، تاکنون وقفه‌ی جدّی در اجرای این جریان ایجاد نگردید.

عکس پیاده روی زائرین سال 1821 میلادی - 1237 قمری - 1200شمسی

عکس پیاده روی زائرین 1932 میلادی - 1350 قمری - 1310 شمسی

 عکس پیاده روی زائرین 1975میلادی - 1394 قمری - 1353 شمسی

همانطور که مشهود است پیاده‌روی اربعین حسینی در تاریخ شیعه سابقه طولانی دارد . اما این آئین عاشقانه عارفانه با سقوط دولت صدام و گشوده شدن راه کربلا به روی ایرانیان ، جلوه ویژه‌ای به خود گرفته و هر سال با شکوه بیشتری برگزار می‌شود . بطوریکه این حرکت جهان را به حیرت واداشته و رسانه‌ها را به انعکاس صحنه‌هایی از این حرکت عظیم واداشته است.

اربعین حسین(ع) کتابی قطور و پرماجراست که برگ اول آن از تنهایی علی در کوفه آغاز و صفحه پایان آن به کربلا ختم میشود و بازگوکننده‌ی حادثه‌های بسیاری است که حوادث زمان نه تنها نتوانسته است نوشته‌‌های آن را محو کند ، بلکه هر روز ابعاد تازه‌ای بر صفحاتش نقش می‌بندد .

عکس زیارت و نماز صبح نجف حاج‌شیخ‌حسین جال

عکس زیارت نجف حاج‌شیخ‌مهدی غیاثی و حاج محمدرضاغیاثی و کربلایی شمس‌الدین غیاثی و حاج آقا محمودی 

در فراسوی اربعین حسینی صدای خوش عشق و دلدادگی شنیده می‌شود ، صدایی که از ژرفای خاک کربلا روییده و تا ابد الدهر براین گنبد دوّار جاودانه خواهد ماند.

در ایام اربعین حسینی در این گوشه‌ از کره خاکی چنان هیاهویی برپاست ، و تنها در این گوشه از جهان به وسعت 90 کیلومتر راه ،چنان شوری برجاست که انسان‌های آزاده و شیدا را به سوی خود می‌کشاند.

عکس پیاده روی حاج شیخ حسین جال به سمت کربلا

عکس پیاده روی حاج شیخ جواد غلامی به سمت کربلا

عکس پیاده روی حاج شیخ جواد غلامی باتفاق همسر (حاجیه خانم خاتون فرجپور) به سمت کربلا

عکس پیاده روی حاج شیخ عسگری جال باتفاق همسر (سرکار خانم محدثه جالی) به سمت کربلا

عکس پیاده روی آقای کربلایی مهدی فرجپور به سمت کربلا

در این 90 کیلومتر عشاقی مشاهده می‌شود که هر یک به نوبه خود سعی می‌کنند عشق و ارادت خویش را به سالار شهیدان نشان دهند، از کودکان 5 و 6 ساله گرفته که با دستان کوچکشان سنگینی پارچ آب در دست و سینی غذا برسر را تحمل می‌کنند و با خواهش و تمنا به زائران آب و غذا تعارف می‌کنند که زوار حسینی با دیدن این صحنه‌ها اشک بر گونه‌هایشان جاری می‌شود.

عکس پیاده روی حاج شیخ حسین جال در مسیر کربلا جلوی مواکب پذیرایی

عکس پیاده روی حاج شیخ عسگری جال در مسیر کربلا جلوی مواکب پذیرایی

در این ایام در فاصله شهر «نجف تا کربلا» غوغا است ، فریاد «لبیک یا حسین» از ذرّه ذرّه وجود خادمین و زائرین حسین (ع) ساطع و فضای آسمان و زمین را عطرآگین کرده است . 

پیرمردانی که با پشتی خمیده آرام آرم قدم بر می‌دارند و با هر قدم فریاد یاحسین سر می‌دهند ، و مادرانی که کودکان خردسال خویش را در آغوش گرفته‌اند و خستگی نمی‌شناسند . غیور مردانی که با ایجاد موکب‌ نظیر ایستگاه‌های صلواتی ، بابذل مال و انرژی ، انواع پذیرایی صبحانه و ناهار و شام و اقامتگاه برای خواب ، انواع طعام از ماهی و ساندویچ و میوه‌‌جات ، انواع آشامیدنی‌های مختلف از چای و قهوه و نوشابه ، و انواع استقبال و نوازش تا ماساژ و درمان پای زائران ، اینها همه صحنه‌هایی از خود بجای میگذارند که نظیرش در هیچ کجای دنیا مشاهده نگردیده و نمی‌گردد .

عکس پیاده روی حاج شیخ حسین جال در مسیر کربلا جلوی مضیف و استراحتگاه

عکس پیاده روی حاج محمدرضا غیاثی در مسیر کربلا جلوی مضیف پذیرایی

وقتی زائرین به مُضیف‌ها می‌رسند ، صاحب مضیف با اصرار زائران را دعوت میکندکه مهمان او بشوند و آنجا پذیرایی شوند و نماز بخوانند و استراحت کنند ، زیرا مهمان کردن زائر امام حسین(ع) در نزد آنها بسیار اهمیت و ارزش دارد .

 عکس نماز جماعت زائرین آهنگرکلایی و بیشه‌محله ای به امامت حاج‌شیخ حسین جال در مسیر کربلا داخل موکب

عکس پیاده روی کربلایی شمس الدین (محمد) غیاثی در مسیر کربلا جلوی مضیف

کافی است که خدام این موکب‌ها زائری را ببینند که از طعام آن‌ها نخورد یا آبی ننوشد، آن وقت است که اجازه نمی‌‌دهند زائر از آن‌جا بیرون برود! برای همین بیشتر زوار حسینی ترجیح می‌دهند که مقدار کمی از نذری بخورند تا بتوانند به راه خود ادامه دهند.

عکس حاج محمدرضا غیاثی در حال کمک به خادمین مضیف در مسیر کربلا جهت توزیع فرنی

زائران در طول مسیر حرکت به سوی حرم حسینی ، دغدغه جا و مکان برای استراحت و خوابیدن ندارند، چرا که برخی موکب‌ها برای استقرار زائران تمهیداتی را اندیشیده‌اند، پس نیازی نیست که زائر پتو یا ملحفه‌ای را با خود حمل کند و بر خستگی سفر پیاده‌روی خود بیافزاید.

عکس پیاده روی حاج شیخ جواد غلامی به اتفاق دوست روحانی اش جلوی موکب در مسیر کربلا

عکس پیاده روی سید هادی حسینی باتفاق همسرش و بهمراه همشیره اش سیده سمیه حسینی در مسیر کربلا

برای شارژ موبایل و لپ‌تاپ هم مشکلی در مسیر نیست ، چرا که پنل‌های 15 تا 20 تایی در هر یک کلیومتر قرار داده‌اند.

برای اینکه زائر بتواند تشخیص دهد که تا رسیدن به کربلا چقدر باقی مانده است، تیرهای برق را از 1 تا 1460 شماره‌گذاری شده‌اند، هر کدام دقیقاً 50 متری با هم فاصله دارند.

مرسوم است که زوار در قالب گروه‌هایی مسیر پیاده‌روی اربعین را انجام می‌دهند و هر گروه برای خود پرچم مشخصی دارد، اما پیدا کردن پرچم در میان آن همه پرچم کار ساده‌ای نبست.

ازچپ‌به‌راست(مهدی و خاتون فرجپور- عسگری جال-سیدهادی حسینی-سیده سمیّه حسینی-محدثه جالی- همسرسیدهادی)

این مسیر عاشقی معمولا در 3 روز و 2 شب طی می‌شود ، بیشتر زوار حرم حسینی پیاده می‌روند، اما برخی از افرادی که توانای پیاده‌روی ندارند، خودروهایی از سوی ارتش عراق تعبیه شده که کار جابجایی این زوار را انجام می‌دهند.

زائر در روز سوم هنگامی که خورشید به غروب می‌گراید ، تابلوی ورود به شهر را را از دور مشاهده می‌کند ،‌ و ناخودآگاه آوای «جانم حسین» بر زبانش جاری می‌شود و با چشمانی اشک‌آلود این بار سریع‌تر از قبل قدم بر می‌دارد.

اکنون زائرین وارد شهر کربلا شده‌اند . همه جای کربلا مقدس است. زائران بی اختیار یا حسین می‌گویند و این شعر را زمزمه می‌کنند ، بر مشامم می‌رسد هر لحظه بوی کربلا...
و بقیه را نمی‌خوانند چون حقیقتاً به آرزوی خویش رسیده‌اند و آرزو بر دل نمانده‌اند. کمی که چشم را گرد کنی و فراخ ببینی گنبدها و گلدسته‌های حرم امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل العباس (ع) از دور قابل رویت است.                

     عکس هوایی از شهر کربلا

دل ها همه شکسته است... و زائرین وقتی وارد شهر کربلا میشوند به جز رسیدن به حرم , نه به چیزی فکر میکنند و نه هیچ چیزی جذبشان میکند . تنها عامل کند کننده‌ی تعجیل ناشی از اشتیاق زائرین عاشق ، ایستگاه‌های بازرسی و تفتیشی است که در هر 250 متر تعبیه شده است .

زائرین همینکه به حرم نزدیک میشوند خود به خود سراغ بین الحرمین میروند ، تو گویی بین الحرمین حرم سومی است مابین دو حرم شریف ، که سایه‌ی حریم کبریایی حضرت باریتعالی است که از فراز آسمانها بر زمین افتاده، و اجتماع و آمدوشد زائرین در این فضاء تلألوء جنب وجوش ملائک است در حرم ملکوت .

حاج شیخ مهدی غیاثی - حاج محمدرضا غیاثی - کربلایی شمس الدین غیاثی در بین الحرمین

در این فضا آدمیان تا دل به  آدمیت دارند مردد و سرگردان هستند که به کدامین حرم رو کنند. امّا همینکه دل آدمی ، در پرتو انوار مشعشع ربوبی ، رنگ و بوی الهی میگیرد . بی آنکه تفکیکی برای این دو حرم قائل باشد. به هرکدام که رو می‌کند حسین و عباس یا عباس و حسین را باهم می‌بیند. دیگر فرقی نمیکند. حسین و عباس یا عباس و حسین . اینطرف سر عباس است بر دامن حسین و آنطرف سر حسین است به دامن عباس بر روی نیزه . 

حاج شیخ مهدی غیاثی - حاج محمدرضا غیاثی - حاج محمد شریفی در بین الحرمین

به هر سوی که بروی و به هر حرم که داخل شوی توفیق عتبه بوسی امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل العباس (ع) را باهم داری .

در داخل حرم حسین زائرین خویش را در قتلگاه می‌یابند و جای‌جای این حرم برایشان آشناست . پرپر شدن72 تن از یاران فدایی حسین و اِربــاً اِربــا شدن سالار شهیدان در جلوی چشم همه رژه میرود .

حاج شیخ حسین جال زیارت کربلای حسینی از بالای بام حوزه علمیه

 بعد از خارج شدن از حرم و پیمودن مسیر بین الحرمین تا رسیدن به آن حرم و باز همان سیر و سلوک در فضای لاهوتی ، و این مرحله با چشمی گریان و قلبی آکنده از اندوه و ماتم .  

  حاج محمدرضا غیاثی  در بین الحرمین                

  کربلایی شمس الدین غیاثی در بین الحرمین          

 ورود به حرم ابوالفضل نیز تداعی کننده بسیاری از صحنه‌هایی است که قهرمان آن یل نام آور کربلا بود . به هر گوشه‌ی حرم که نگاه میکنی مشک می‌بینی و اشکی که از آن مشک روان است . و عباس می‌بینی و التماس او به مشک که آبرویش به تاراج میدهد . 

حاج شیخ حسین جال زیارت حرمحضرت عباس (ع)  از بالای بام حوزه علمیه

 زائران پس از زیارت و خروج از حرم برای زیارت سایر مکانها ، ابتدا به محل قطع شدن دست چپ حضرت عباس که یک بارگاهی برای آن درست شده است میرسند و با این دست که دومین قربانی از وجود ابوالفضل میباشد بیعت می‌نمایند .

حاج شیخ مهدی غیاثی - حاج محمدرضا غیاثی زیارت کف العباس

زائرین با ادامه‌ی همان مسیر و گذشتن از یک کوچه تنگ و رسیدن به نبش کوچه بعدی میتوانند محل قطع شدن دست راست که اولین قربانی از وجود ابوالفضل میباشد را زیارت نمایند.

و زائران در بازگشت اگر همان مسیر را ادامه دهند به تل زینبیه میرسند ، تل زینبیه بلندی مشرف بر حرم است که حضرت زینب روی آن می‌آمده  و از آنجا ناظر کارزار روز عاشورا و به شهادت رسیدن یاران و فرزندان ابا عبدالله و قتلگاه حسین بوده است . تل حدودا 150 متر با خیمه گاه و حدودا 75 متر با قتلگاه فاصله دارد.

 حاج شیخ مهدی غیاثی - کربلایی شمس الدین غیاثی زیارت تل زینبیه

حاج شیخ مهدی غیاثی - حاج محمدرضا غیاثی زیارت تل زینبیه

و سرانجام زائران به علقمه میروند ، رودخانه‌ای که هرگز جاذبه‌ی یک رودخانه را ندارد ، ولیکن چنان اعتباری از عباس وام گرفته است که دلهای زائران به سویش پر می‌کشد. چون هرگز رودخانه و یا نهر تلقی‌اش نمی‌کنند . آنجا از منظر عاشقان ، معراج عباس است .عباس تشنه کام , با ریختن آب و نخوردن آن ، از معبر وفا تا سدره المنتهی سیر میکند و در مذبح علقمه ، خویشتن خویش به خنجر عطش قربانی می‌نماید. 

عکس هوایی علقمه در شهر کربلا - و عکس علقمه از نزدیک که توسط شمس الدین غیاثی گرفته شد


:: نویسنده : دلنوشته‌های موقت ♣♣ تاریخ : سه شنبه 18 آذر1393

بسم الله الرحمن الرحیم

 ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ

جناب آقای مهندس میثم علیپور اسپاهی

انتصاب شايسته جناب عالی به عنوان دبیر کانون هلال احمر شاخه دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بین الملل آیت الله آملی را تبريك عرض مي نمايد.

رجای واثق دارد حضور شما در اين مسئوليت به عنوان خادمي صديق و ولايتمدار با كوله بار گرانی از تجربه ، نويد بخش نشاط و تحرك بيش از پيش آن سازمان محترم در سالي كه با تدبير مقام معظم رهبري مد ظله العالی سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی نام گذاري گرديده است، خواهد گرديد.
دوام توفيقات و مزيد عزت و سلامت جناب عالی را از جهاندار جان آفرین  مسالت دارد.

با تجدید احترام

مجتبی جالی

آمل - آذر 93

:: نویسنده : محمّدرضاغیاثی ♣♣ تاریخ : پنجشنبه 24 مهر1393
قدیمی‌ترهای روستا جمله‌ای مشترک دارند و آن هم این است که امروز دیگر چیزی مانند قدیم نیست ، حال این « چیزی » که مدام جوانترها ازآن میشنوند و کمتر موفق به درک آن میشوند چه چیز؟! است .
یاد قدیم برای قدیمی‌ها عموماً با یک حس نوستالوژی دردناک و حسی توأم از حسرت گذشته همراه است . زیرا مادربزرگها و پدربزرگهای آنها ، دیگر در این دنیا نیستند تا اعضای خانواده و فامیل را به بهانه صله رحم و دید وبازدید و مناسبتهای مختلف ، دورهم جمع کنند .
کجاست آن پدربزرگی که در روایت داستانهای خود تلاش میکرد تا درس جوانمردی به نوه‌های خود بدهد و چه شد آن مادربزرگی که تمام خوبیهای دنیا را برای جگرگوشه‌های خود میخواست و وجودش گنجینه‌ای از تجربیات و محبت خالصانه بود.
الحق که غروب عمر چنین موجودات ارزشمندی غم انگیزاست و بخشی از بی رونقی زندگی‌های امروز مربوط به این مسئله میشود.

هرچند زندگی‌های امروزی به برکت وسائل رفاهی و ماشینی بسیار راحت و آسوده شده است ، ولی درهمین زندگی گمشده‌ای وجود دارد که با تمام امکاناتش و زرق وبرقش ، آرامش زندگی‌های قدیم را ندارد و آدمی احساس می کند که چیزی را در گذشته جاگذاشته است .
به راستی چه پیش آمده که زندگانی‌های سراسر راحت وسرشار از خوشگذرانی و تفریح امروزین ما ، به دلچسبی گذشته نیست و با سرمای تجملگرایی واظهارمحبت‌های نمایشی و کاذب ، گرمای خویش را از دست داده است .
امروزه سنتها وروابط بی شائبه قدیم ، دیگر درسایه مشکلات مالی و گرفتاریها ، رونقی ندارد و رفت وآمد با فامیل مستلزم پذیرایی و خرج ومخارج است که با گرانی حال حاضر همخوانی ندارد.
در زمانهای گذشته سختی زندگی و کار باعث نمیشد تا دور هم جمع شدنها ودید و بازدیدها و مناسبتها انجام نشود ، بلکه هرکس ازهرکجا خود را به زادگاه واقوام میرساند. و رسم بود که اقوام نزدیک و هم محلی‌ها دورهم جمع می‌شدند و تا پاسی از شب با هم شب نشینی می‌کردند و در این شب نشینی‌ها خوراکی‌های طبیعی مانند کاهو سرکه ، برف و شیره ، لبه نون ، آش دوغ ، پشتی زیک ، کف نیشکر، سرو میشد .
اما متاسفانه تجملگرایی و به فراموشی سپردن عادات قدیمی در خوردنی‌ها باعث شد که ذائقه افراد نیز تقلبی شود و پفک و چیپس و پاستیل و نوشابه و پیتزا باعث شد که حتّی مزه لبه نون محلی که در روزگاران دور به دست زنان این روستا تهیه می شد وخاطره یخ لیلک وبرفی که در زیر کمل وخاک مدفون میشد تا برای تابستان سالم وتازه بماند را ، دیگر کسی به یاد هم نیاورد .
در قدیم بسیاری از قول و قرارهای زندگی مشترک در بین اقوام و فامیل ردو بدل میشد و بزرگان و ریش سفیدان فامیل از هر حاکم ، قاضی و دادستان امروزی در حل مسائل ، رفع مشکلات و برطرف نمودن کدورتها کارا تر و برّنده‌تر بودند .
در قدیم  پیرمردهای فامیل از خاطرات جوانی میگفتند و جوانان را پند واندرز میدادند و جوانان با احترامی که متأسفانه امروز دیده نمیشود با بزرگان فامیل رفتار میکردند.
آداب و رسوم حاکم بر روستا که نشأت گرفته ازعشق و زندگی بود ، متاسفانه در مقابل پیشرفت تکنولوژی رنگ باخت و هرچه زندگانی مدرن‌تر می‌شود ، دلها از هم دورتر و دورتر و رسوم قدیمی نیز کمرنگ‌ترو رنگباخته ترمیگردد .
صفای قدیم با گذر زمان ، رخت بربست وامروز اخلاق قدیمی که سرشاراز جوانمردی و اخلاص بود کمتر یافت میشود . و از آنجا که در گذشته (احترام به بزرگتر ، نوامیس ، دوستی‌ها وعرق همخون بودن اقوام و...) معنی دیگری داشت ، در نتیجه آداب ورسوم نیز صفای خاص خود را داشت که متأسفانه نسلهای جدید تنها داستانهای آن را از زبان قدیمی‌ها میشنوند.
سماور قدیمی ، استکانهای لب طلایی ، نعلبکی‌های حاشیه قرمز، مجمعه بزرگ مسی  ، فانوسهای قدیمی ، لمپاها و چراغ سوسکه ، و همچنین بسیاری لوازم دیگرکه خاک با ارزش گذر ایام برآن نشسته است ، چندان حس نوستالوژی و تحسین قدیمی‌های روستا را برمی‌انگیخت که جوانان را به ترغیب درحفظ چنین گنجینه‌‌هایی توصیه نمودند . و لیکن متاسفانه غفلت جوانان جهت ایجاد موزه برای گردآوری و حفظ وحراست ازاین میراث ، موجب گردید تا معدود سارقین معتاد محل ، چشم طمع به ارزش مادی آن داشته باشند واین میراث گرانبها را به دود تبدیل کنند .
اکثرخانه‌های این روستا ساختار قدیمی خود را از دست دادند  و بسیاری ازاهالی به علت عزیمت به زندگی شهری مرام و رفتار خویش را فراموش کرده‌اند و این صحنه‌ها ، منظره‌ای دلخراش از به اتمام رسیدن دوران طلایی وغنی از آداب و رسوم و فرهنگ وسنتهای روستایی را به نمایش می گذارد .
خدا نکند روزی شاهد غروب همین ته مانده سنتهای به یادگار مانده و خاطرات شیرین آن باشیم که زیر بنای اصلی آن محبت به دیگری و انسانیت بود .
هرگز از یاد نبریم که با غروب سنتهای زیبا ، همین اندک مهر و محبت وبا هم بودن‌مان نیز ، از دنیای ما رخت بر خواهد بست. پس سادگی را دوباره بیاموزیم .
یاد تمامی خاطرات گذشته و پدربزرگ ومادربزرگهای ساده و مهربان بخیر .
:: نویسنده : مدیر وبلاگ ♣♣ تاریخ : چهارشنبه 29 مرداد1393

آنگاه که جوانان غیاثکلا طی لابی‌های متعهدانه ، ترکیب اعضاء شورا را به گونه‌ای ترسیم و تصویر نمودند تا اعضای شورا ، نماینده تفکّری باشند که پتانسیل لازم برای پیگیری مطالبات ایشان در امر ایجاد تحولات بنیادیِ سازگار با پیشرفتهای مدرن و امروزی ، داشته باشد .

و آنگاه که اعضاء شورای محترم روستا علیرغم شرائط و روابط حاکم و از پیش تعیین شده ، مسیری مغایر با خواست مافیای پنهان برگزیدند و بدون اتکاء به قدرت مطرح روستا ، غریبانه و مجدانه پیگیر شدند تا با گزینش دهیار جوان و تحصیلکرده که مملو از ایده‌های نو  و سرشار از انگیزه و اشتیاق برای خدمتگزاری به مردم زحمتکش و نجیب روستا میباشد را بر سمت دهیاری روستا منصوب نمایند ، بی تردید افق دید و انتظارشان جز این نبود که هنوز به سال نرسیده ، سینه‌ی ستبر غیاثکلا از فخر و مباهات سپر شده و دهیارمنتخب‌شان به نمایندگی از روستا و اهالی لایق و شایسته‌اش ، مدال و نشان برتری دریافت نماید .

اگر اینک قامت دهیار غیاثکلا ، به ردای نمونه نشانِ خدمتگزاری مزین گردیده است ، اینهمه برخاسته از کیاست اولیه و همراهی‌ها و همکاریهای دنباله دارِ اهالی مشتاق و شیفته و حمایتهای بی‌شائبه شورای روستا میباشد که در حقیقت با گزینش بجا و مناسب دهیار خوش قریحه و خدوم ، و اعتماد و اعتناء تمام قامت ، به طرح‌ها و برنامه‌های این دهیار جوان ، توانستند آبادانی و عمران برای روستا و امتیاز و اعتبار برای دهیار محبوبشان به ارمغان آورند .

و صدالبته قدر و منزلت این روستا و اهلش صد چندان بیش از اینهاست و نیز ظرفیت و قابلیت دهیار کاردان و دلسوزش فراختر و فراتر از این حد است که هرگز بر این قله فتح شده خیمه نگسترند و از اندیشه صعود به قله‌های رفیع تر توسعه و کرامت باز نمانند و آستین همت به قاعده استحقاق واقعی روستا بالا زده و با وضوی حبّ به وطن ، بر قبله و محراب عشقش ، کمر همت به رکوع خدمت خم و بر تداوم نماز استقامت ، سجده شکر بجا آورند . و من در موقعیت مکبّر این عبادت خالصانه ، تکبیر ثلاثه پایانی را بر سه ضلع این مثلث سازندگی (دهیار - شورا - اهالی خیّر ) نثار نموده و درود و دعای خیر بر جمیع ایشان ارزانی می‌دارم .

موضوع : وطنم ای غیاثکلا!
:: نویسنده : حدیثه قاسمی ♣♣ تاریخ : دوشنبه 20 مرداد1393
به نامش

ترا دوست دارم. دوستت دارم چه آنکه دوست داشتنی هستی.

زادگاه رویایی من! وقتی گیسوان خودرا در بهاران پریشان میکنی دلم غنج میرود! عِطر سحرانگیز بهارنارنج های گیسوانت سرمستم میکند و محو تماشای گل نارهایی میشوم که به گیسوانت سنجاق کرده ای!راستی تا کنون تابلوی خودت را در افق نگریسته ای که چه دلربایی! انگار خدا با آبرنگ تمام وجودت را نقاشی کرده است!

این روزها حال و هوایت خوشه ایست! خوشه های طلایی شالی! و چه عطری دارد شالی هایی که به رنج به بار نشسته! دامنت این روزها پرچین و شکن است درست مثل خرمن های زیبایت!

زادگاه دوست داشتنی من! شاید به زیبایی ماسوله و بلندی های البرز و دره های زاگرس نباشی اما هرچه هستی آنقدر برایم عزیزی که الهام بخش رویاهای منی و من با تو شاعر میشوم! وطنم ای غیاثکلا!